روزه در صدر اسلام در چه تاریخی و به چه صورت واجب شد؟ اولین بار در تاریخ صدر اسلام چگونه حکم وجوب روزه صادر شد؟ آیا تاریخ این حکم در زمان زندگی پیامبر اسلام صادر شد؟

 آنچه در بیشتر منابع اسلامی دیده می‌شود این است که وجوب روزه در سال دوم هجرت با نزول آیه ۱۸۳ سوره بقره(۱) به مسلمانان ابلاغ شد.(۲)

برخی نیز وجوب روزه را در سال اول هجری می‌دانند.(۳)

برخی نیز بدون این‌که اشاره‌ای به تاریخ وجوب روزه بکنند، گفته‌اند: با نزول آیه ۱۸۳ سوره بقره، روزه بر مسلمانان واجب شد.(۴)

ظاهراً اختلاف در سال اول یا دوم هجری، بنابر اختلاف مبانی در آغاز سال هجری می‌باشد.

واقدی درباره تاریخ واجب شدن روزه ماه رمضان و زکات فطره و نماز دو عید و استحباب قربانى کردن‏ می‌گوید:

«یک ماه پس از تغییر قبله در ماه شعبان که هجدهمین ماه هجرت(سال دوم هجرت) بود احکام واجب شدن روزه ماه رمضان نازل شد و در همین سال پیامبر(صلی الله علیه و اله) دستور داد که زکات فطره پرداخت شود و این پیش از واجب شدن زکات اموال بود.

رسول خدا فرمان داد که افراد متمکن زکات فطره را از طرف خود و خانواده خود براى کوچک و بزرگ و آزاد و برده و زن و مرد پرداخت کنند و مقدار آن‌را یک صاع خرما یا یک صاع کشمش یا جو، و یا دو مُدّ گندم تعیین فرمود … پیامبر(صلی الله علیه و اله) روز عید فطر در مصلى پیش از آن‌که خطبه ایراد فرماید، نماز می‌گزارد، همچنین روز عید قربان نماز عید گزارد و دستور داد:

هر کس استطاعت دارد قربانى کند. پیامبر در تمام مدت ده سال اقامت در مدینه روز عید قربان، قربانى می‌کرد».(۵)

 

________________________________________

(۱). «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»؛ اى افرادى که ایمان آورده‌اید! روزه بر شما نوشته شده، همان‌گونه که بر کسانى که قبل از شما بودند نوشته شد؛ تا پرهیزکار شوید.

شاید بپسندید:  تفسیر واژه «ابتر» در آیه پایانی سوره کوثر، جز مقطوع النسل شدن چیست؟

(۲). ابن شهر آشوب مازندرانی، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب”علیه السلام»، ج ‏۱، ص ۴۳؛ ابن ادریس حلّی، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، ج ‏۱، ص ۱۲۵؛ بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج ‏۱، ص ۲۷۲؛ ابن کثیر دمشقی‏، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، ج ‏۳، ص ۲۵۴ و ۳۴۷؛ بغدادی، علاء الدین علی بن محمد، لباب التاویل فی معانی التنزیل، ج ‏۱، ص ۱۱۰

(۳). ابن عاشور، محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، ج ‏۱، ص ۱۹۹

(۴). قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، ج ‏۱، ص ۶۵؛ محمد بن اسحاق بن یسار، سیره ابن اسحاق(کتاب السیر و المغازی)، ص ۲۹۸

(۵). ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد‏، الطبقات الکبری‏، ج ‏۱، ص ۱۹۱

منبع: اسلام کوئست