عضویت در خبرنامه

با وارد کردن ایمیل خود و سپس تایید آن،جدیدترین مطالب و نرم افزار ها برای شما ارسال می شود :


 

سبد محصولات شما

  • سبد خریدتان خالی است.

وب گردی

عشق چیست و عاشق کیست؟

عشق چیست و عاشق کیست؟
عشق چیست و عاشق کیست؟
هر قدر ادراک و شناخت نفس در مرتبه عالی باشد، عشق انسان به خود رنگ زیباتری خواهد گرفت و شخص در رابطه با خود دقت و توجه بهتری خواهد داشت، به مصلحت و مفسده در اعمال و فکر بهتر توجه خواهد کرد; در رفع مفاسد قوی تر و در جلب مصالح، مصمم تر خواهد بود.

بر عکس، عشق بر اساس شناخت و فهم سطحی نمی‌تواند زمینه جلب مصالح انسانی را به وجود آورد. زیرا شخصی که به خود شناخت صحیح ندارد، نگاهش به خود غیر واقعی است. لذا نحوه عشق او به خود صحیح نیست. آنچه را مضر به رشد و کمالش هست، مفید پنداشته و آنچه را داری مصلحت است، مفسده می بیند. توضیح مطالب فوق، طی مطالب آینده روشن تر خواهد شد.

انسان دارای ادراکات گوناگونی بوده و نوع عشق انسان به خود ـ یا هر چیز دیگر ـ تابع نوع ادراکی است که در نفس ظهور یافته است. بر همین اساس، عشق دارای انواعی است. چنانکه ادراکات را در چهار قسم خلاصه کنیم، چهار نوع عشق خواهیم داشت:

۱ـ عشق حسی

۲ـ عشق خیالی

۳ـ عشق عقلانی

۴ـ عشق عرفانی.

البته ادراکات به حسب شدت و ضعف دارای مراتبی هستند که قهراً عشق نیز در هر یک از انواع فوق دارای مراتبی خواهد بود. دانلود/ادامه مطلب

معنی و مفهوم محبت چیست؟

معنی و مفهوم محبت چیست؟
معنی و مفهوم محبت چیست؟
محبّت، رابطه خاصی است که بر اساس کیفیت خاص و درک خاص از جانب محبّ نسبت به محبوب پیدا می شود.

منظور از رابطه خاص و کیفیت خاص، علاقه روحی و نفسی محب به محبوب است; این علاقه باطنی، معلول درک و آگاهی محب به خصوصیات محبوب است. دوست داشتن افراد با فضیلت و علاقه هر فردی به خودش، از مصادیق آن رابطه و کیفیت و درک خاص است. به عبارت دیگر، دوستی، رغبت و میل نفس است به خود و یا شیء مقابل، به لحاظ خصوصیتی که در آن شیء ملاحظه می کند و این میل در صورتی که آن خصوصیت، توجّه محبّ را به خود معطوف نماید و الاّ میل و رابطه خاص، حاصل نخواهد شد.

مرحوم فیض کاشانی(ره) محبّت را چنین معنا کرده است: «دوست، عبارت از میل طبع و سرشت به جانب شیء لذّت آور است; پس، اگر آن میل شدّت پیدا کرد و قوی شد عشق نامیده می شود(۶۶)»

خداوند غرضی خارج از ذات خویش ندارد. او خلق را آفرید تا آیه و نشانه او باشند و هر موجودی به جهت وابستگی اش به خدای متعال، محبوبش خداست.

این سخن صریح امام سجاد(علیه السلام) است که خداوند موجودات را از نیستی به هستی آورد و در راه محبّت خود برانگیخت(۶۷) و بیان آن حضرت در دعای سوّم صحیفه سجّادیه راجع به حاملان عرش این است که: «و لا یغْفِلوُنَ عَنِ الْوَلَهِ إلَیک; در عشق و محبت به تو غفلت نمیورزند. »

اشاره قرآن به این که هر موجودی به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول است دلیل واضح و روشنی است بر این که حبّ خدا در ذات هر موجودی سرشته شده است زیرا با تمام وجود تسبیح می گوید و با تمام وجود، خدا را می طلبد.

اسلام با عینک محبّت و دوستی به جهان و انسان نظاره می کند. آیا جای آن نیست که عاقل، چنین مکتبی را بستاید و با نظام هستی یگانه شود و قلبش را مالامال از حبّ خدا گرداند و بر اساس و پایه «حبّ» زندگی را بنا نهد؟

به لحاظ هماهنگی با نظام هستی است که دین خدا جز دوست داشتن، چیز دیگری نیست و اخلاق، سیاست، فرهنگ، اقتصاد و حقوقش بر بنیان حبّ گذاشته شده است.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود:

«هلِ الدّینُ إلاَّ الْحُبُّ؟ إنّ اللّه عزّوجل یقول «قُلْ إنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللّه(۶۸); دانلود/ادامه مطلب

آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟

آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟
آیا اخلاق نسبی است یا مطلق؟
محور اخلاق، «انسان» است، از آن جهت که انسان است; امّا انسان نه به عنوان فرد و نه به عنوان موجود اجتماعی و نه هر قید دیگر; به همین دلیل نسبی و یا مطلق بودن اخلاق را به لحاظ انسان بودن انسان مورد توجه قرار می دهیم.

مطلق بودن اخلاق بدین معناست که حسن و قبح در مسائل اخلاقی دائمی بوده و آنچه موضوع حسن است، همیشه و دائماً نیکو است; و آنچه متعلّق قبح قرار می گیرد; دائماً و همیشه زشت و بد است. به طوری که افراد، زمان، مکان و حوادث و… تغییری در قبح و حُسن آنها به وجود نمی‌آورند. امّا معنای نسبی بودن این است که مسائل اخلاقی در معرض تغییر و تحوّل زمان، مکان و احیاناً حوادث هستند. نظیر سخن آنانی که مسائل اخلاقی را تابع طبع مادّی انسان می دانند.

دانسته شد که اخلاق از فطریات و وجدانیات است; به همین لحاظ، ذاتی نفس می باشد; لذا در مطلق بودن آنها شک و تردیدی وجود ندارد. ولی آنچه مورد شک قرار گرفته و برخی را به تردید در مورد مطلق بودن اخلاق، واداشته; این شبهه است که: اگر اخلاق مطلق است و مسائل آن وجدانی است، پس چرا عقل و یا شرع در برخی از مواقع، حکم به ارتکاب قبیح و ترک حسن می کند؟ مانند آن جایی که نفس محترمه ای در معرض خطر باشد و ما برای نجات او دروغ بگوییم و این دروغ گفتن را تجویز کرده، گویا حُسن صدق را به کذب بدهیم و قبح کذب را به صدق.

در پاسخ این شبهه می گوییم:

این گونه نیست که انسان، همیشه در مقام عمل، بین حسن و قبح قرار گرفته باشد. بلکه احیاناً بین قبح و أقبح قرار می گیرد. چنانکه ممکن است بین حسن و أحسن قرار گیرد. در مثال مزبور، شخص، بین دو عمل ـ که یکی قبیح و دیگری أقبح است ـ قرار گرفته. دروغ گفتن زشت است ولی قتل یک نفس محترمه، بدون جهت صحیح، زشت تر است; دروغ زشت است ولی شکست جبهه حق در میدان نبرد زشت تر است; راست گفتن حسن است لکن پیروزی جبهه حق أحسن است. عمل به قبح را بر عمل به أقبح و عمل به أحسن را بر عمل به حسن ترجیح می دهیم. و این حکم عقل از باب اهمّ و مهم است. دانلود/ادامه مطلب

عشق عرفانی چیست؟

عشق عرفانی چیست؟
عشق عرفانی چیست؟
ثمره حرکت عملی در عشق عقلانی، عشق عرفانی است. اگر در عشق عقلانی انسان عالم به جمال و صفات حق، و شیفته آن است، در عشق عرفانی به شهود آن جمال و صفات نایل می شود.

این عشق، ثمره مکارم اخلاق و حسن خلق دینی، و ثمره ایمانی است که در پرتو عشق عقلانی ظهور یافته; ایمانی که به فرموده رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) لباسش تقوا، و زینت آن حیا و ثمره اش علم است(۱).

عشق عرفانی، نفی هرگونه حجاب و تعلق مادّی و دنیوی است; آنان که به مقام شهود راه یافته، و حجابها را از میان برداشته و دانش را از محضر او آموخته اند، حق بودنت دین را می یابند.

«وَ یری الَّذینَ أوتُوا الْعِلْمَ الَّذی أُنزِل إلَیک مِنْ رَبّک هُوَ الْحَقَّ… (۲);

آنانی که علم داده شده می بینند آنچه به تو نازل شده حق است. » دانلود/ادامه مطلب

نشانه محبت خدا چیست؟

نشانه محبت خدا چیست؟
نشانه محبت خدا چیست؟
هر چیزی دارای علامت و نشانه است و دوست داشتن خدا نیز دارای نشانه و علامت است که عبارت از اظهار حبّ و دوستی نسبت به هر چیزی است که تعلّق و ربط به خدای متعال دارد. درست است که حبّ یک مسأله مرتبط با قلب و روح است، ولی این حقیقت قلبی باید در عمل، اندیشه و گفتار تجلّی کند.

اگر کسی بگوید: من خدا را قلباً دوست دارم، ولی ظاهرش هماهنگ با قلبش نباشد از او پذیرفته نیست. چنانکه اگر عکس این قضیه هم وجود داشته باشد مورد قبول نیست. یعنی اعمال، گفتار و اندیشه، صالح و سالم باشد ولی حبّ خدا در قلب وجود نداشته باشد، در این صورت هیچ یک از اعمال مورد قبول خدا نیست. این اعمال هر چند به ظاهر نیکو باشند، ناشی از انگیزه ای غیر الهی مخالف خواسته عقل و روح انسانی و بر خلاف خواسته آن خدایی است که مالک روح و جان انسان است.

عالی ترین نشانه حب خدا اینست که به رسول و دین و اولیای گرامی او محبّت داشته و از آنها پیروی کنی.

«قُلْ إنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه فَاتَّبِعوُنی یحْبِبْکمُ اللّه(۱); دانلود/ادامه مطلب

شناخت خدا از طریق فطرت حبّ

شناخت خدا از طریق فطرت حبّ
شناخت خدا از طریق فطرت حبّ
فطرت انسان، خواهان کمال و جمالی است که هیچ گاه به زوال و نیست شدن نگراید و ازلی و ابدی باشد. آنچه زوال پذیرد، موضوع حبّ و دوستی حقیقی قرار نمی‌گیرد. حبّ حقیقی آنست که ضعف و سستی در آن راه نداشته باشد. ما به وضوح می بینیم که آنچه در این دنیا مورد محبّت واقع می شود، به لحاظ محدودیت کمال یا زوال کمال و جمال از او، پس از چندی، محبّت به آن کم رنگ یا به طور کلّی زایل می گردد. در صورتی که اگر حبّ حقیقی وجود داشت، هرگز زایل نمی‌شد; رنج فطرت در این جهان از آنست که به هرچه دل می بندد و محبّ او می گردد، پس از مدّتی زایل و نابود شدن آن را مشاهده می کند. لذا انسان به جمال و کمالی روی می آورد که دائمی و همیشگی باشد تا در پرتو آن، به رشد و کمال برسد و آرام بگیرد. و آن جمال مطلق و کمال مطلق است که ازلی و ابدی و نامتناهی بوده و تغییر و زوال در آن راه ندارد.

انسان دارای حبّ ذات است; ولی این حبّ، او را اقناع و خوشنود نمی‌کند. محبّ جمال و زیبائی طبیعت و پدیده های آن است; ولی این، محبّتی گذرا است. این جاست که ندای فطرت از روح انسانی بلند می شود و می گوید:

«إنی وجَّهْتُ وَجْهی لِلَّذِی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الأرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ(۶۹); دانلود/ادامه مطلب

انواع رابطه انسان با خدا

انواع رابطه انسان با خدا
انواع رابطه انسان با خدا
آنچه در این جا مهم به نظر می رسد اینست که بدانیم رابطه انسان با خدا چگونه رابطه ای است. ما چند نوع رابطه را می توانیم درک کنیم که برخی از آنها برای انسان بسیار واضح و روشن است، اما برخی دیگر از آنها خیلی واضح نبوده و احتیاج به دقت نظر دارند:

۱- رابطه حسی و مادی

این نوع رابطه، حقیقتی است در بین پدیده های طبیعت. رابطه گیاهان با نور خورشید; رابطه ریشه های درخت با انرژیهای زمین و با آب; رابطه دستگاههای بدن با یکدیگر; رابطه انسان با زمان و مکان و… از جمله روابط حسی و مادی و از نوع روابط تکوینی می باشند.

۲-رابطه اعتباری

این نوع رابطه، جعلی و قراردادی است. رابطه مالک با مملوک; رئیس با مرئوس; رابطه ملت با دولت; و… این رابطه در بین پدیده‌ها و موجوداتی که تأثیر متقابل طبیعی بر یکدیگر دارند، وجود ندارد بلکه میان اجتماعات یا افراد یک اجتماع موجود است. دانلود/ادامه مطلب

آمار سایت

  • بازديد امروز : 4444
  • ميانگين ارسال : 2.08
  • افراد آنلاين : 9 نفر

تبلیغ