آیا خداوند توبه کسی را تا وقتی شیرینی گناه در دل او باشد نمی‌بخشد؟! منظور از شیرینی گناه چیست؟

  1. آنچه در به آن اشاره شده است؛ روایتی است درباره توبه که در برخی از کتاب‌های قدیمی اخلاقی آمده است: «یکى از پیامبران از حق تعالى قبول توبه بنده‌اى را درخواست کرد که سال‌ها در عبادت کوشیده ولی اثر قبولی آن‌را نیافته بود؛ حق تعالى به او فرمود: به عزّت و جلالم سوگند! اگر همه اهل آسمان‌ها و زمین از او شفاعت کنند، تا وقتی که حلاوت و شیرینی گناهانى که از آنها توبه کرده، در دل اوست توبه‌اش را نخواهم پذیرفت».(۱)

از این روایت و مشابه آن که در منابع حدیثی وارد شده است به دست می‌آید که؛ یکی از نشانه‌های توبه و پشیمانی واقعی؛ احساس و درک تلخى گناهان است که به‌جای شیرینى‏ آنها در دل جایگزین می‌شود و میل او به گناه به کراهت و رغبت او به نفرت مبدّل می‌گردد. سزاوار است توبه کننده این تلخى و زهرناکى را در تمام گناهان احساس کند و آن‌را موجود بداند هر چند برخى از گناهان را پیش از این مرتکب نشده باشد.(۲)

برای آگاه شدن از از بین رفتن یا نرفتن شیرینی گناه باید گفت: اگر از آن گناه در دل و ذهن خاطره خوشی باشد، و این خاطره دوباره او را به سوی گناه بکشاند، هنوز شیرینی‌اش از بین نرفته و اگر آن‌را خاطره تلخی بداند، شیرینی‌اش از بین رفته است.(۳)

برای نمونه؛ اگر کسی شربت شیرینی را بخورد و بعداً آگاهی پیدا کند که آن شربت دارای ضرر و زیان جسمی است، دیگر به سوی خوردن آن نمی‌رود، هرچند شیرینی آن شربت را وقتی یاد می‌آورد، لذت می‌برد ولی به جهت آثار و عواقب بد آن دیگر به‌سوی آن نمی‌رود.

توبه از گناه نیز چنین است؛ وقتی شخص توبه واقعی می‌کند، دیگر به سمت ارتکاب گناه نمی‌رود، هر چند لذت گناه در خاطره و ذهن او است، ولی به جهت عواقب و آثار بد گناه دیگر به سوی آن نمی‌رود. در این صورت است که خداوند توبه او را می‌پذیرد و حتی امکان دارد که با انجام اعمال نیک به مرور زمان خاطره و شیرینی آن گناه از ذهنش پاک شود.

شاید بپسندید:  منظور بایزید از جمله «حسبی من نفسی حَسبی» چیست؟

اساسی‌ترین راه؛ جایگزین ساختن محبت خدا و لذت بردن از مناجات با او به‌جای محبت دنیا و لذت‌های مادی است که این فرایند نیاز به معرفت و عمل دارد. ایمان به خداوند و عمل کردن به واجبات و مستحبات به تدریج مزاج انسان را عوض می‌کند و لذت بندگی خدا را می‌چشد. اگر کسی لذت قرب به خدا و عبودیت خداوند را بچشد، هرگز از گناه و لذت‌های مادی راضی نخواهد شد.

________________________________________

(۱). «حدثنا فی الإسرائیلیات‏: إن اللّه عزّ و جلّ قال لبعض أنبیائه و قد سأله قبول توبه عبد بعد أن اجتهد سنین فی العباده و لم یر قبول توبته فقال له: و عزتی و جلالی لو شفع فیه أهل السموات و الأرض ما قبلت توبته و حلاوه ذلک الذنب الذی تاب منه فی قلبه‏»؛ ابو طالب مکى(متوفای ۳۸۶ق)، محمد بن على‏، قوت القلوب فى معامله المحبوب و وصف طریق المرید إلى مقام التوحید، ج ‏۱، ص ۳۲۱، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، بی‌تا؛ غزالى(متوفای ۵۰۵ق‏)، محمد بن محمد، إحیاء علوم الدین‏، ج ‏۱۱، ص ۱۹۸

(۲). ر.ک: فیض کاشانى، محمد بن شاه مرتضى‏، المحجه البیضاء فى تهذیب الإحیاء، ج ‏۷، ص ۶۲ – ۶۳

(۳). ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل،‏ ج ‏۱۱، ص ۱۸۳

منبع: اسلام کوئست