اگر زبان پیامبر(صلی الله علیه و اله) و ائمه”علیه السلام» زبانی فصیح بوده، پس چرا در مورد دانش «غریب الحدیث» تألیفاتی نگاشته شده است؟

«غریب الحدیث» چیست؟ زبان پیامبر زبان فصیحی است پس چرا دوباره ما علم غریب الحدیث داشته باشیم؟ غریب الحدیث جزو درایت یا روایت؟

یکی از اقسام حدیث غریب، وجود غرابت به لحاظ لفظ یا فقه الحدیث است؛ یعنی حدیثى که متن آن داراى الفاظ مشکل، نامأنوس و دور از ذهن باشد که به آن غریب لفظی گویند.(۱) غریب لفظی در حدیث، یکی از مباحث علم درایه و حدیث‌شناسی است.

قرآن، احادیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) و ائمه اطهار”علیه السلام» مشتمل بر الفاظی هست که در فرهنگ آن زمان معلوم و مشخص بوده و معنای روشنی داشته است، ولی در طی دوره تطور زبان و لغات، این الفاظ برای نسل‌های بعدی، نامأنوس، دشوار و در مواردی نامفهوم شده است.

دانش «غریب الحدیث» به دنبال آن است که این لغات را برای مخاطبان زمان خود روشن سازد.

تألیفات دانش«غریب الحدیث»، شباهت زیادی با فرهنگ‌های لغت دارد، با این تفاوت که دایره آن تنها محدود به لغاتی است که در احادیث وارد شده است.

علم غریب الحدیث به معنای آن نیست که الفاظ حدیث در زمان صدور آنها نامأنوس و غیر مفهوم بوده، بلکه تنها مرور زمان، نیاز به این دانش را ایجاد کرده است.

توجه به این نکته نیز ضروری است که این مسئله مختص به زبان عربی نیست، بلکه در دیگر زبان‌ها؛ مانند زبان فارسی نیز کتاب‌هایی داریم که در سده‌های گذشته نوشته شده؛ و مانند «تاریخنامه طبری»،(۲) و «کشف الاسرار و عده الأبرار»،(۳) از ادبیات شیوایی برخوردار است،

اما امروزه حتی افراد تحصیل کرده در دانش ادبیات نیز بدون مراجعه به کتاب‌های لغت، توانایی درک برخی کلمات آن را ندارند و این معنایش آن نیست که نویسندگان آنها مغلق‌گویی کرده‌اند، بلکه باید گفت که آنان با زبان زمان خویش سخن گفته‌اند.

بنابراین، فصاحت یک زبان و یا یک فرد، منافاتی با وجود برخی کلمات ندارد که تنها افرادی که از دانش بیشتری برخوردارند، معنای آن‌را دریافته و عموم مردم، تنها با مراجعه به اندیشمندان بتوانند مراد آن‌را دریابند. در غیر این صورت وجود هیچ کتاب لغوی در هیچ زبانی معنا و مفهومی نخواهد داشت.

شاید بپسندید:  منبع و سند حدیث لوح چیست؟آیا حدیث لوح با سند صحیح در منابع شیعه آمده است؟

با توجه به آن‌که واژه‌های دشوار فراوان در متن روایات آمده، این اصطلاح بسیار شایع است و اندیشمندان دانش حدیث‌، به نگارش کتاب‌هایی در این زمینه اقدام کرده‌اند. که به ذکر چند نمونه از معروف‌ترین آنها بسنده می‌شود:

«الفائق فى غریب الحدیث» اثر  محمود بن عمر زمخشرى‏(متوفای ۵۳۸ق‏)؛ این کتاب در واقع شرح الفاظ غریب حدیث نبوى می‌باشد، لذا می‌توان آن‌را معجم لغت روایى دانست، که مؤلف با رجوع به کتب گذشتگان خود این اثر گرانبها را نوشته است.

«النهایه فى غریب الحدیث و الأثر»؛ تألیف مبارک بن محمد بن عبدالواحد شیبانى، معروف به ابن ‏اثیر جزرى(متوفاى ۶۰۶ق). وى در این کتاب، احادیث غریبى را که در متون و منابع دینى پراکنده ‏است، گرد آورده و به شرح و توضیح آنها از جهت لغوى پرداخته ‏است.

«مجمع البحرین» اثر شیخ فخرالدین طریحى(متوفای  ۱۰۸۵ق‏‏‏)؛ این کتاب در موضوع لغت است که مؤلف در آن به تدوین معانى لغات غریب قرآن و احادیث ائمه طاهرین”علیه السلام» پرداخته و روایاتى را که از طریق شیعه امامیه روایت شده و ناشناخته مانده به زبان عربى توضیح داده است. این اثر در موضوع خود بی‌نظیر و داراى جایگاه ویژه‌اى است.

 

________________________________________

(۱). مامقانی، عبد الله، مقباس الهدایه، ص ۲۳۱ – ۲۳۲، بیروت، مؤسسه آل البیت”علیه السلام»، ۱۴۱۱ق؛ جمعی از پژوهشگران زیر نظر هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت”علیه السلام»، ج ‌۳، ص ۲۶۷، قم، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی، چاپ اول، ۱۴۲۶ق؛ نصیری، علی، حدیث شناسی، ج ۲، ص ۶۹، قم، انتشارات سنابل، چاپ اول، ۱۳۸۳ش.

(۲). منسوب به ابو على بلعمى‏(قرن چهارم)؛ تاریخنامه طبری، یکى از قدیم‌ترین آثار به نثر فارسى درى است که از لحاظ ادبى و تاریخى ارزشى ویژه دارد.

(۳). اثر ابو الفضل رشید الدین میبدى‏(متوفای ۵۳۰ق)؛ موضوع این کتاب، تفسیر عرفانى، عرفان عملى، و ادبیات عرفانى‏ است.

منبع: اسلام کوئست