دانلود متن شعر روضه شب شهادت حضرت عباس از حسین لطفی

 

این عمو هست این که آب شده

آسمان بر سرش خراب شده

بوسه ای زیر به چادر خاتون

چشمهایش پر از گلاب شده

گفت با کودکان عمو اینجاست

خوش بخوابید وقت خواب شده

بعد از آن زد به مرکبش هی کرد

نعره زد لحظه عذاب شده

تیغ خود را کشید چرخی زد

زهره را درید چرخی زد

علقمه چشمهای تر دارد

که عمو رفته آب بردارد

دختری گفت با خودش حتما

عمه ام از عمو خبر دارد

بین خیمه رباب غش کرد و

همه دیدند که پدر دارد

می رود سمت خیمه ی عباس

چه شده دست بر کمر دارد

دختری گفت از پرم بزنید

دو گره زیر معجرم بزنید

تا حرامی به نی سرش را زد

پیش عباس خواهرش را زد

طفل شش ماهه را که در آورد

بعد با چوب مادرش را زد

دید از نی حسین می بیند

بین یک خیمه دخترش را زد

به لباسی که از تنش کندند

وقت تقسیم خنجرش را زد

آنکه تیری به زیر ابرو زد

سر عباس را به پهلو زد

کودکان را همه به لج زده اند

سر او را به نیزه کج زده اند

 منبع: پایگاه اشعار


Google


کلمه مورد نظر را وارد و سپس سرچ کنید

شاید بپسندید:  شعر مناجات فراق امام زمان(عج)از محمود ژولیده