حضرت زینب(س)-اربعین

 

ای آرزوی خفته به خون ای برادرم

این قبر، قبر توست که باشد برابرم؟

گل چیده ام ز اشک که ریزم به تربتت

ای خفته زیر خاک که خاک تو برسرم

از بس که نیزه خورده تنت پیش چشم من

آید هنوز خون دل از دیدۀ ترم

چل روز در فراق، به سر بُرده ام، ولی

هرگز گمان نبود که طاقت بیاورم

گل های باغ سبز تو نیلوفری شدند

من هم چو غنچه های کبود تو پرپرم

ای محرم همیشۀ زینب، بدان هنوز

از ضرب تازیانه کبود است پیکرم

درمانده ام چگونه بگویم جواب او

پُرسد اگر رباب که کو قبر اصغرم؟

داغ رقیۀ تو مرا پیرکرده است

از خواهرت مپُرس کجا رفته دخترم

من از مدینه با تو رسیدم به کربلا

بی تو چگونه عازم کوی پیمبرم

آتش گرفته است «وفائی» از این سخن!

وقتی رسم مدینه چه گویم به مادرم

 


Google


کلمه مورد نظر را وارد سپس جست و جو کنید

 

شاید بپسندید:  حضرت زینب(س)-اربعین