منبع: سایت اسلام کوئست

آیا طلحه به عایشه علاقمند بوده و آیه منع ازدواج با همسران پیامبر(صلی الله علیه و اله) در همین ارتباط نازل شده است؟ و آیا در نهایت آن دو با هم ازدواج کردند؟

بر اساس صریح قرآن برخی سخنها در مورد ازدواج با همسران پیامبر(صلی الله علیه و اله) وجود داشته که سبب آزرده‌خاطر شدن حضرتشان شده و آیه‌ای در این راستا نازل شد.

اصل علاقمندی طلحه به ازدواج با عایشه بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و اله) نیز در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده است.

در نهایت، برخی نقلهای ضعیف اشاره به آن دارند که طلحه و عایشه بعدها با هم ازدواج کردند که با توجه به قرائن و شواهد پیرامونی پذیرش این موضوع دشوار خواهد بود.

پاسخ تفصیلی

قرآن؛ همسران پیامبر را ام المؤمنین معرفی می‌کند: «پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آنها (مؤمنان‏) محسوب مى‏شوند …»(۱) و همچنین ازدواج با همسران پیامبر(صلی الله علیه و اله) پس از فوت ایشان را ممنوع می‌کند: «… و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و نه هرگز همسران او را بعد از او به همسرى خود درآورید که این کار نزد خدا بزرگ است».(۲)

شأن نزول آیه

در ذیل این آیه احادیثی وجود دارد که شأن نزول‌ آن را ذکر کرده است. در بسیاری از روایات، طلحه نقش پررنگی دارد:

ابن عباس نقل می‌کند:

«طلحه بن عبید اللَّه گفت: آیا ما از گفتگو با دختر عموهایمان نهى مى‏شویم(مراد عایشه است چون آن دو از یک قبیله بودند) و تنها از پشت پرده می‌توانیم سخن بگوییم با آنکه اگر ما بمیریم او (پیامبر) با همسران ما ازدواج می‌کند؟!

به خدا قسم اگر محمّد بمیرد بى‏تردید من با همسرش ازدواج مى‏کنم!!

بعد از این سخنان بود که این آیه نازل شد: وَ مَا کاَنَ لَکُمْ أَن تُؤْذُواْ رَسُولَ الله …».(۳)

در برخی از روایات نیز نقل شده که شخصی چنین گفت و اسمی از طلحه برده نمی‌شود: «به پیامبر خبر رسید که یکی از اصحاب این‌گونه گفته که اگر پیامبر فوت کند، من با فلان زن او ازدواج خواهم کرد. این کلام پیامبر را ناراحت و آزرده خاطر کرد؛ سپس آیه نازل شد: وَ مَا کاَنَ لَکُمْ أَن تُؤْذُواْ …».(۴)

در عموم این روایات از عایشه به عنوان همسر مورد نظر یاد شده، با این حال در برخی از نقل‌ها نام ام سلمه نیز ذکر شده است.(۵)

نقل‌های دیگری با همین محتوا  و با اندک اختلافی در الفاظ در دیگر منابع اهل سنت وجود دارد.(۶)

منابع شیعی نیز از این نوع روایات خالی نیست و بسیاری از آنها چنین داستانی را نقل کرده‌اند.(۷)

ازدواج طلحه و عایشه

ازدواج طلحه و عایشه به شیعیان نسبت داده شده که بررسی‌ها نشان از نادرستی آن دارد.

البته روایاتی در تأیید این مدعا اعلام شده که به تحلیل برخی از آنها می‌پردازیم:

امام محمد باقر”علیه السلام»: خداوند عزوجل از هیچ چیزی منع نکرد مگر آنکه برخی خلاف آن را مرتکب شدند تا جایی که  برخی همسران پیامبر(صلی الله علیه و اله) نیز (علیرغم ممنوعیت ازدواج) بعد از ایشان ازدواج کردند». (۸)

با این روایت نمی‌توان ازدواج طلحه و عایشه را اثبات کرد زیرا در ادامه آن آمده:

«وَ ذَکَرَ هَاتَیْنِ الْعَامِرِیَّهَ وَ الْکِنْدِیَّه» یعنی امام نام دو زن از قبیله بنی عامر و کنده را ذکر کرد.

شاید بپسندید:  تفاوت بیان ابن سینا و شیخ اشراق در علم واجب به غیر

بنابراین، این روایت ارتباطی با عایشه ندارد و نمی‌توان چنین دلالتی از این روایت به دست آورد. بلکه در مورد دو شخص دیگر از همسران پیامبر است که بر اساس روایتی، پیامبر آنها را طلاق داد، پس از وفات پیامبر(صلی الله علیه و اله) این دو را پیش خلیفه آوردند و خلیفه آنها را به این جهت که مطلقه پیامبر هستند، وادار به عدم ازدواج نکرد پس آنها هم ازدواج کردند.(۹)

برخی از مفسران ذیل آیه ۱۰ سوره تحریم چنین گفته‌اند: «وَ لَیُقِیمَنَّ الْحَدَّ عَلَى فُلَانَهَ فِیمَا أَتَتْ فِی طَرِیقٍ- وَ کَانَ فُلَانٌ یُحِبُّهَا- فَلَمَّا أَرَادَتْ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى …(البصره)(۱۰)  قَالَ لَهَا فُلَانٌ لَا یَحِلُّ لَکِ أَنْ تَخْرُجِی‏ مِنْ‏ غَیْرِ مَحْرَمٍ‏ فَزَوَّجَتْ نَفْسَهَا مِنْ فُلَان‏؛ …»

حد باید بر آن زن زده شود زیرا زمانی که خواست به بصره برود، (در حالی که شخصی او را دوست داشت) محرمی نداشت و خارج شدن از شهر بدون محرم حلال نبود. پس آن مرد با او ازدواج کرد…(۱۱)

اما استدلال به این عبارت نیز ضعیف است؛ زیرا: الف. از ظاهر این کلام بر نمی‌آید که روایت باشد.

ب. حتی اگر روایت هم باشد سندی نداشته و نمی‌توان آنرا به معصومان استناد داد.

ج. صریحاً نامی از عایشه و طلحه برده نشده است.

د. در آن زمان که بیست و پنج سال از رحلت پیامبر(صلی الله علیه و اله) گذشته بود، هردوی آنان به میانسالی و پیری رسیده بودند.

ه. عایشه در این سفر محرم داشت زیرا عبدالله بن زبیر خواهرزاده او نیز در این سپاه بود.

و …

 

________________________________________

(۱). احزاب، ۶٫

(۲). احزاب، ۵۳٫

(۳). جلال الدین السیوطی، عبد الرحمن بن أبی بکر، لباب النقول فی أسباب النزول، صححه، أحمد عبد الشافی، ج ۱، ص ۱۶۳؛ ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، الطیب، اسعد محمد، عربستان سعودی، ج ۱۰، ص ۳۱۵۰

(۴). طبری، ابو جعفر محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۲۲، ص ۲۹،؛ سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج ۵، ص ۲۱۴(۵). أبو بکر البیهقی، أحمد بن الحسین بن علی، السنن الکبرى، المحقق، محمد عبد القادر عطا، ج ۷، ص ۱۱۰

(۶). ‏زمخشری، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج ۳، ص ۵۵۶؛ فخرالدین رازی، ابوعبدالله محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج ۲۵، ص ۱۸۰

(۷). طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر جوامع الجامع، ج ۳، ص ۳۳۰، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، مدیریت حوزه علمیه قم، چاپ اول، ۱۳۷۷ش؛ بلخی، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق، شحاته، عبدالله محمود، ج ۳، ص ۵۰۵؛ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۶، ص ۳۴۳

(۸). کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد،  ج ۵، ص ۴۲۱؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۲۲، ص ۲۱۰

(۹). اشعری قمی، احمد بن محمد بن عیسی، النوادر، ص ۱۰۳، قم، مدرسه الإمام المهدی”علیه السلام»، چاپ اول، ۱۴۰۸ق؛ فیض کاشانی، ملامحسن، تفسیر الصافی، تحقیق، اعلمی، حسین، ج ۴، ص ۲۰۰

(۱۰). کلمه «البصره» تنها در برخی منابع آمده؛ بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص ۴۳۱

(۱۱). قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب،‏ ج ۲، ص ۳۷۷، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق؛ قمی مشهدی، محمد بن محمدرضا، تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، تحقیق، درگاهی، حسین، ج ۱۳، ص ۳۴۱

منبع: اسلام کوئست