نظر معتزله در مورد وحدت ذات و صفات در واجب‏ الوجود
نظر معتزله در مورد وحدت ذات و صفات در واجب‏ الوجود
معتزله که نسبت به احدیت حساس بودند، ناچار آمدند و صفات را نفی‏ کردند. و برای اینکه نمی‏خواستند بطور مطلق نفی کرده باشند، نگفتند که‏ ذات واجب‏ الوجود عالم نیست و قادر نیست و حی نیست، بلکه گفتند علم‏ به این معنائی که الان در موجوداتی که آگاه هستند بکار می‏رود، به این شکل‏ از مختصات ممکنات است.

ذات واجب‏الوجود در مرتبه ذات خود فاقد این‏ صفات است، ولی بر ذاتش آثار این صفات مترتب می‏شود، باید بگوئیم که‏ علم و قدرت و حیات از صفات ممکنات است، ولی ذات او ذاتی است که‏ مانند یک عالم عمل می‏کند و مانند یک قادر عمل می‏کند. این حرف را به‏ همین صورت هم اگر به خداوند نسبت دهند، در آخر به نفی واقعی صفات‏ برمی‏گردد و اینکه اصلا صفتی در کار نیست. بعضی‏ها معتقدند که معتزله چنین‏ منظوری ندارند بلکه همان نظریه سوم را می‏خواهند بگویند که اکنون عرض‏ می‏کنم.

منابع:

درسهای الهیات شفا، شهید مطهری، ج۲، ص۱۳۸

شاید بپسندید:  آیا حقیقت موقت است یا دائمی؟