نظریه شهید مطهری در مورد  وحدت ذات و صفات در واجب ‏الوجود
نظر شهید مطهری در وحدت ذات و صفات واجب ‏الوجود
نظر صواب این است که ذات و صفات وحدت دارند، ذات و صفات عینیت‏ دارند، یعنی ذات واجب‏الوجود حقیقه و بدون هیچ گونه شائبه مجازی مصداق‏ علم هم واقعا هست. یعنی ذاتش حقیقت علم است و در همان حال حقیقت‏ قدرت است و در همان حال حقیقت حیات است.

علم و قدرت و حیات اموری‏ هستند. که حتی در ممکنات هم به یک معنا کثرت ندارند و اگر هم فرضا بتوانیم کثرتی برای آنها در ممکنات فرض کنیم ولی هیچ مانعی ندارد که در مرتبه ذات واجب‏الوجود همه یک حقیقت داشته باشند، یعنی آن حقیقت در آن واحد هم حقیقت علم است و هم حقیقت حیات است و هم حقیقت قدرت‏ است و هم حقیقت اراده است و هم حقیقت سمع است و هم حقیقت بصر است‏. یک ذات در آن واحد عین همه حقایق است. این یکی از آن مسائل خیلی‏ عالی و خوب فلسفه است که باید با حساب و دقیق در آن وارد شد تا کم‏کم‏ حل بشود.

پس در اینجا سه نظریه داشتیم: نظر اشاعره، نظر منسوب به معتزله [و نظریه حکما]. در مورد نظر معتزله، اکنون که آثار بیشتری از آنها منتشر شده‏ معلوم می‏شود که حرف معتزله تقریبا به نظریه سوم برمی‏گردد. ولی آنچه که‏ در کتابهای ما درباره معتزله هست و نقل می‏کنند همان نظریه دوم است. من‏ حالا صد درصد نمی‏گویم عقیده معتزله کدام یک از اینها است.

منابع:

درسهای الهیات شفا، شهید مطهری، ج۲، ص۱۳۹

شاید بپسندید:  دانلود نمونه سوال نهایه الحکمه ب۲ حوزه علمیه