معانی ماده در فلسفه
معانی ماده در فلسفه چیست؟
درباب علت مادی و ماده گاهی دو اصطلاح داریم که این دو اصطلاح در کلمات امثال شیخ هم آمده است: ماده به معنی حامل استعداد شی‏ء: گاهی اصطلاح ماده به معنی حامل استعداد شی‏ء است. مثلا دانه گندم ماده بوته گندم است. بدین معنا که دانه گندم‏ حامل استعداد گندم است.

ماده به معنی حامل صورت شی‏ء: گاهی نیز چیزی را ماده چیز دیگر می‏نامیم‏ بدین معنا که حامل صورت او است، نه حامل استعداد او. مثلا بدن یک‏ انسانی را که الان وجود دارد ماده نفس او می‏خوانیم، نه به این معنا که‏ حامل استعداد نفس است، بلکه حامل فعلیت نفس است. البته هر چیزی که‏ حامل استعداد است همان است، که بعد حامل صورت می‏شود. وقتی که‏ می‏گوئیم دانه گندم حامل استعداد بوته گندم است، یا نطفه حامل استعداد انسان است، در واقع نطفه هم اکنون ماده‏ای دارد و صورتی. وقتی صورت نطفه زایل شود، همان ماده‏ای که در نطفه است بعدها صورت انسانی را می‏پذیرد. وقتی که می‏پرسیم آیا ماده می‏تواند غیرمتناهی باشد، منظور کدام معنی‏ است؟ آیا منظور این است که اگر یک شی‏ء داشته باشیم مرکب از ماده و صورت، همین الان ماده این شی‏ء می‏تواند مرکب باشد از ماده و صورتی و این‏ ماده هم مرکب باشد از ماده و صورتی ( الی غیرالنهایه؟ ) شیخ می‏گوید در اینجا اگر تا صد واسطه هم پیش بروی مانعی ندارد ولی در آخر باید به‏ ماده‏ای برسی که ماده محض می‏باشد، نه مجموع ماده و صورت. ماده محض‏ یعنی حقیقتی که جز قابلیت و قوه و استعداد چیزی ندارد. “

بجوهر ذا محض قوه الصور

جسمیه حدالهیولی مشتهر[۱]

ببینید، ما الان سراغ بدن انسان می‏رویم و می‏گوئیم این بدن ماده است‏ برای نفس ناطقه خود این بدن هم مرکب از ماده و صورتی است. یعنی این‏ بدن که حامل نفس ناطقه است خودش مجموع ماده و صورتی است: صورت‏ حیوانی و ماده نباتی. چون هم خصلت نبات در این است و هم خصلت حیوان‏. سراغ جنبه نباتی انسان می‏رویم. آن نیز مجموعی از ماده و صورت است. ماده‏اش همان خصلت معدنی است، که این خصلت معدنی یعنی ترکیبات جمادی‏ نیز در انسان است. اگر سراغ معدن برویم آن نیز خودش مجموع ماده و صورتی است. جسم مطلقی در آنجا وجود دارد و یک صورت معدنی. حال اگر از جسم مطلق پائینتر برویم باز هم به عقیده اینها ماده و صورت دارد، صورت آن صورت جسمیت است که در زیر این صورت حقیقتی است که جز ماده‏ بودن هیچ هویتی ندارد و آن اسمش هیولای اولی است. اینست که ماده‏ها و صورتها الان منتهی می‏شوند به ماده‏ای که آن دیگر یک ماده محض است.

شاید بپسندید:  نظریه دکارت در مورد محسوسات و معقولات

منابع:

درسهای الهیات شفا، شهید مطهری، ص۴۸، ج۲

[۱] – شرح منظومه حاجی سبزواری ( ره ). المقصدالرابع ، الفریده الاولی‏ ، غررفی تعریف الهیولی