ماتریالیسم تاریخی، ابتکار مارکس
ماتریالیسم تاریخی چیست؟
آنچه که ابتکار مارکس است، ماتریالیسم تاریخی یعنی تفسیر مادی تاریخ‏ است.

البته او نظریات اقتصادی هم داشته است ولی ما فعلا به جنبه فلسفی‏ افکار او کار داریم. و در فلسفه مارکس آنچه را که به مارکس نسبت‏ می‏دهند و او را قهرمان آن می‏دانند ماتریالیسم تاریخی یعنی تفسیر مادی‏ تاریخ است که خودش فلسفه‏ای است در جامعه شناسی. به این ترتیب‏ سوسیالیسمی هم که مارکس پیشنهاد می‏کند می‌شود یک سوسیالیسم علمی نه‏ سوسیالیسم تخیلی و رؤیایی – به قول خود مارکسیست‏ها -، زیرا که براساس‏ ماتریالیسم تاریخی استوار است.

طبق نظر مارکس تاریخ یک سیر جبری و قهری دارد که براساس تکامل ابزار تولید صورت می‏گیرد و این تکامل نیز قهری است، اوضاع تاریخ هم قهرا تغییر می‏کند، بعد مارکس روی اصولی که‏ نشان داده است پیش بینی می‏کند که جامعه در یک مرحله معین تاریخ به طور جبری به سوسیالیسم گرایش پیدا می‏کند، نقش انسان فقط در این حد است که‏ در همین مسیر سوسیالیسم عمل بکند و الا سوسیالیسم را به عنوان یک طرح‏ فلسفی ذکر کردن فقط یک رؤیا و خیال و آرزوست و چندین هزار سال پیش هم‏ مفاهیمی از قبیل عدالت و مساوات به عنوان یک آرزو مطرح بوده است ولی‏ بدون در نظر گرفتن شرائط اجتماعی.

یعنی نقش انسانها در بوجود آوردن سوسیالیسم بیش از نقش یک‏ ماما در به دنیا آمدن بچه نیست و همانطور که متولد شدن بچه از مادر شرائط خاصی دارد و در موقعیت خاصی رخ می‏دهد که نه قبل از آن و نه بعد از آن می‏تواند متولد شود، سوسیالیسم هم در شرائط خاص تاریخی به طور جبری‏ به وجود می‏آید. فقط انسانها باید جریان طبیعی را بشناسند و به همان‏ جریان طبیعی کمک بکنند. این است ابتکار اساسی مارکس.

بعدا خود آندره‏ پی‏یتر در این کتاب خواهد گفت[۱] که دگرگونی و تحولی که از نظریات‏ هگل به نظریات مارکس صورت گرفته در دو مرحله انجام شد: مرحله اول‏ تحولی بود که به وسیله فوئر باخ صورت گرفت و مرحله دوم تحولی بود که به‏ وسیله مارکس صورت گرفت و بعد آن را به همین صورت مطرح می‏کند و می‌گوید مسأله ماتریالیسم تاریخی را مارکس مطرح کرد و سپس از ماتریالیسم تاریخی‏ به ماتریالیسم فلسفی رفت، او چنین ادعا می‏کند ولی در پاورقی[۲] که‏ منابع مارکس را ارائه می‏دهد، نشان می‏دهد که حتی همین نظریه ماتریالیسم‏ تاریخی و جبر علمی نیز صد در صد ابتکار مارکس نیست و قبل از او و نزدیک به زمان او دیگران نیز این مسأله را طرح کرده بودند ولی باید گفت‏ که مارکس آن را به صورت کاملتر و جامعتری مطرح کرده است.

شاید بپسندید:  تاریخ تولد و خلافت و وفات و مدت خلافت و طول عمر ائمه

منابع:

نقدی بر مارکسیسم، شهید مطهری، ص۱۰

[۱] – مارکس و مارکسیسم صفحه ۲۴ و ۲۵

[۲] – مارکس و مارکسیسم – پاورقی صفحه. ۱۱