علت اختلاف معجزات پیغمبران
علت اختلاف معجزات پیغمبران
یک روایت نسبه معروفی هست که مؤید این مدعا است. هر چند آن روایت‏ در مورد معجزه‏های پیغمبران است که در عصرهای مختلف به یک گونه نبوده‏ است، اما مدعای ما را تأیید می‏کند. این روایت، جواب سؤالی است که‏ ابن سکیت از حضرت هادی ( ع ) روایت کرده است.

ابن سکیت از ادبای معروف است، نامش در کتب ادب زیاد برده می‏شود، معاصر با حضرت هادی سلام الله علیه است، یعنی در زمان متوکل می‏زیسته‏، شیعه مذهب بود و به دست متوکل هم کشته شد. می‏گویند علت کشته شدنش‏ این بود که معلم ” المعتز ” و ” المؤید ” پسران متوکل بود. متوکل‏ می‏دانست که ابن سکیت به علویین علاقمند است. یک روز هنگامی که ابن‏ سکیت پیش متوکل بود، دو پسر متوکل وارد شدند. متوکل که از شمشیرش به‏ اصطلاح خون می‏چکید رو کرد به ابن سکیت و گفت: آیا پسران من بهترند یا پسران علی، حسن و حسین؟ این مردم عالم چنان از این گستاخی متوکل بر آشفت که گفت: قنبر غلام علی در نظر من بهتر است از این دو پسر و از پدر آنها. متوکل دستور داد غلامهای ترکی آمدند و زبان ابن سکیت را از پشت گردن درآوردند. آن مرد با این وضع کشته شد.

به هر حال این مرد از حضرت هادی سلام الله علیه پرسید یا ابن رسول الله ! چرا حضرت موسی وقتی مبعوث شد آیت و وسیله و معجزه‏ای که به‏ کار می‏برد برای دعوت و هدایت مردم از نوع اژدها شدن عصا و ید بیضا و امثال اینها بود و اما حضرت عیسی که مبعوث شد می‏بینیم وسیله و معجزه و ابزاری که به کار می‏برد چیز دیگر است، کورهای مادرزاد را معالجه می‏کرد، پیس‏ها را معالجه می‏کرد، مرده را زنده می‏کرد و از این قبیل، و اما پیغمبر ما که مبعوث شد معجزه‏اش از نوع هیچکدام از اینها نیست، از نوع‏ بیان و کلام است، قرآن است.

حضرت فرمود این به واسطه اختلاف عصر و زمانها بود. در زمان حضرت‏ موسی چیزی که حکومت می‏کرد و بر فکرها غلبه داشت و چشمها را پر کرده بود سحر و جادوگری و اینطور چیزها بود. معجزات موسی شبیه بود به عملیاتی که‏ آنها داشتند، با این تفاوت که آنچه موسی داشت معجزه بود و حقیقت‏ داشت و آنچه آنها داشتند سحر و چشم‏بندی بود. اما زمان عیسی زمانی بود که عده‏ای اطبا پیدا شده بودند و معالجات حیرت انگیز می‏کردند. گردنها به طرف کسانی کشیده می‏شد که از این نوع هنرها داشتند. خداوند معجزه‏ عیسی را از این سنخ قرار داد. و اما عصر خاتم الانبیاء عصر سخن و کلام بود. توجه مردم به سخن عالی بود. لهذا معارف عالیه اسلام به صورت سخنان‏ عالی و در لباس فصاحت و بلاغت کامل اداء شد.

شاید بپسندید:  توی قرآن آمده منافقان از کافران بدترند، علت اینکه منافقان از کافران بدترند چیست؟

ابن سکیت جواب امام را خیلی پسندید و گفت حالا رمز مطلب را فهمیدم. بعد عرض کرد: یا ابن رسول الله الان حجت خدا چیست؟ فرمود: عقل. گفت هذا و الله هو الجواب.

پس معلوم می‏شود علت اختلافات معجزات پیغمبران این بوده که وسیله هدایت مردم در هر زمانی متفاوت است. و الا ممکن بود از آدم تا خاتم – اگر حضرت آدم معجزه داشته و اگر پیغمبر بوده، زیرا بعضی می‏گویند پیغمبر نبوده – یک نوع معجزه داشته باشند. اما اینطور نبوده، هر پیغمبری معجزه‏ای که به کار می‏برده متناسب بوده با عصر و زمان خودش.قبول ندارد که هر تغییر در جوهر حتما بصورت خلع و لبس است، ممکن است‏ که خلع و لبس نباشد و اکثرا هم چنین است و بصورت لبس بعد از لبس‏ است. بدین صورت که جوهر در حالیکه صورتی دارد صورت دیگر را می‏پذیرد، و علی‏التوالی صورتهائی را می‏پذیرد، نه به نحو منفصل. یعنی این پذیرفتن‏ صورت به نحو حرکت است، مراتب ( نوع ) واحدی را طی می‏کند و اشتداد پیدا می‏کند تا آن مراتب را بپیماید.

تا اینجا بیانات بوعلی در این زمینه توضیح داده شد. از اینجا شیخ‏ وارد اصل مطلب می‏شود. اصل مدعا اینست که آیا سلسله علل قابلی می‏تواند غیر متناهی باشد؟ بوعلی می‏گوید در آنجا که جوهر و صورت عوض نمی‏شود و همان صورت اول باقی است، مثل تبدیل صبی به رجل، در اینجا شک نداریم‏ که علل مادی نمی‏تواند غیرمتناهی باشد. توجه داشته باشیم که اینجا را با علل فاعلی اشتباه نکنیم.

منابع:

کتاب ده گفتار، شهید مطهری، ص۱۹۹