عشق چیست و عاشق کیست؟
عشق چیست و عاشق کیست؟
هر قدر ادراک و شناخت نفس در مرتبه عالی باشد، عشق انسان به خود رنگ زیباتری خواهد گرفت و شخص در رابطه با خود دقت و توجه بهتری خواهد داشت، به مصلحت و مفسده در اعمال و فکر بهتر توجه خواهد کرد; در رفع مفاسد قوی تر و در جلب مصالح، مصمم تر خواهد بود.

بر عکس، عشق بر اساس شناخت و فهم سطحی نمی‌تواند زمینه جلب مصالح انسانی را به وجود آورد. زیرا شخصی که به خود شناخت صحیح ندارد، نگاهش به خود غیر واقعی است. لذا نحوه عشق او به خود صحیح نیست. آنچه را مضر به رشد و کمالش هست، مفید پنداشته و آنچه را داری مصلحت است، مفسده می بیند. توضیح مطالب فوق، طی مطالب آینده روشن تر خواهد شد.

انسان دارای ادراکات گوناگونی بوده و نوع عشق انسان به خود ـ یا هر چیز دیگر ـ تابع نوع ادراکی است که در نفس ظهور یافته است. بر همین اساس، عشق دارای انواعی است. چنانکه ادراکات را در چهار قسم خلاصه کنیم، چهار نوع عشق خواهیم داشت:

۱ـ عشق حسی

۲ـ عشق خیالی

۳ـ عشق عقلانی

۴ـ عشق عرفانی.

البته ادراکات به حسب شدت و ضعف دارای مراتبی هستند که قهراً عشق نیز در هر یک از انواع فوق دارای مراتبی خواهد بود.

شناخت حسی و خیالی، فطرت عاشقه را، در حد احساس و خیال به ظهور فعلی می رساند و معرفت عقلانی و عرفانی بر آن فطرت، فعلیت عقلانی و عرفانی می دهد.

عشق در شأن انسان، عشق عقلانی و عرفانی است نه حسّی و خیالی ثمره ماندن در عشق حسّی و خیالی، مادیگرایی و دنیاگرایی است. در صورتی که عشق عقلانی، خداگرایی و آخرت گرایی را در نفس شکوفا می سازد و عشق عرفانی، وصال به معشوق و معبود حقیقی را به همراه دارد.

انسان، در عین حال که عاشق خویش است و به خود محبّت مفرط دارد، به آنچه زیباست عشق میورزد. در مرحله عشق حسّی، طالب زیباییهای ظاهری و مادّی بوده و در مرحله خیال، به زیباییهای موجود در ذهن روی می آورد. چنانکه در مرتبه عشق عقلانی، عاشق حُسن معنویت و جمال حقّ است.

شاید بپسندید:  بهترین چیزی که انسان می‌تواند از ائمه اطهار «علیهم السلام» بخواهد، چیست؟