شعر شب شهادت حضرت عباس(ع) از سودابه مهیجی

با غیرتی که سخت دچار سوال آب

می رفت سمت حادثه ی  قیل و قال  آب

دریا اگرچه جرعه ای از چشم های او

او دادخواه ِ مقتدرِ  احتمال آب

دیگر به جز غرور ترک خورده ای نبود

دیگر نداشت طاقت  اسمِ محال آب

می رفت انتقام خدایان تشنه را

با دستهای خویش بپرسد ز حال آب

درد کمی که نیست جگرهای تفته را

تسکین شوی مدام  به فکر و خیال آب

رگ های غیرتت همگی تشنه تر شوند

در حسرت رسیدن رگ های کال آب

□□□

آمد کنار فلسفه ی  بی دلیل نهر

خم شد به روی ثانیه های روال آب

دستی در آب برد و پیاپی نگاه کرد

“خود” را ندید در خنکای زلال آب

‘ تنها به قصد تشنگی عشق آمدم

حتی اگر که مُردم خونم حلال آب ”

□□□

 

آن روز کینه ورزیِ  سم خورده ی کویر

انگار مال  بخل زمین  بود  و  مال آب

دریا از آن معامله ی سخت برنگشت

تنها به جرم خواستن  یک پیاله آب

 منبع: پایگاه حسنیه اشعار


Google


کلمه مورد نظر را وارد و سپس سرچ کنید

شاید بپسندید:  دانلود شعر شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) از سید محمد بابا میری