جرج برکلی در امپیریست
جرج برکلی در امپیریست
جرج برکلی ( George Berkli ) اسقف انگلیسی در سال ۱۶۸۵ میلادی تولد یافته و در سال ۱۷۵۳ وفات نموده است.

مطابق آنچه از شرح حال و نظریات وی استفاده می‌شود وی از اصحاب حس و فلاسفه ” امپیریست ” به شمار می‏رود، یعنی منشأ همه علوم را حس و تجربه می‏داند و به معلومات عقلی و فطری که گروهی از فلاسفه اروپا قائل‏ بودند قائل نیست. وی در این نظریه از دانشمند انگلیسی معاصر خودش جان‏ لاک ( John Lock ) پیروی کرده است، اما در عین حال برای محسوسات، وجود خارجی قائل نیست و منشأ احساس را تأثیرات خارجی نمی‏داند، و برای اثبات اینکه ” احساس ” دلیل وجود خارجی محسوسات نیست خطاهای حواس را دلیل می‏آورد. بر کلی برای خود تصورات ذهنی وجود حقیقی قائل است و از همین راه وجود نفس را اثبات می‏کند و می‌گوید ادراک، ادراک کننده می‏خواهد و آن ” نفس ” است.

برکلی چنین وانمود می‏کند که منکر وجود اشیاء نیست، لکن می‌گوید معنای‏ این جمله که می‌گوییم ” فلان چیز موجود است ” اگر درست دقت شود این‏ است: ” من برای او ادراک وجود می‏کنم ” مثلا اگر بگوییم: زمین هست، آسمان هست، کوه هست، دریا هست و یا آنکه بگوییم: خورشید نورانی‏ است و جسم دارای بعد است و زمین می‏چرخد، همه صحیح است اما اگر حقیقت معنای این جمله‏ها را بشکافیم این است: ” ما اینطور علم پیدا کرده‏ایم “. پس وجود داشتن یعنی بودن در ادراک شخص ادراک کننده. برکلی می‌گوید من سوفسطائی نیستم زیرا وجود موجودات را منکر نیستم لکن‏ معنای وجود داشتن را غیر آن می‏دانم که دیگران خیال می‏کنند. من می‌گویم‏ وجود داشتن یعنی بودن در ادراک شخص ادراک کننده.

چنانکه گفته شد برکلی منشأ علم را حس می‏داند لکن منشأ حس را وجود خارجی شی محسوس نمی‏داند و به وجود نفس که قوه ادراک کننده است و به‏ وجود خدا قائل است. برای اثبات ذات خدا اینطور استدلال می‏کند: چون می‏بینیم صور محسوسات با ترتیب و نظم مخصوص در ذهن ما پیدا می‏شوند و از بین می‏روند و این آمدن و رفتن از اختیار نفس ما خارج است، مثلا گاهی احساس می‏کنیم روز است و در آن حال نمی‏توانیم شب را احساس‏ کنیم و پس از چند ساعت احساس می‏کنیم شب است و در آن حال نمی‏توانیم‏ روز را احساس کنیم، و همچنین در سایر مدرکات بصری و سمعی و غیره نظام‏ و ترتیب مخصوصی را می‏یابیم، پس، از اینجا می‏فهمیم یک ذات دیگری‏ هست که این تصورات را با نظم و حساب معینی در ذهن ما ایجاد می‏کند و آن، ذات باری است. منابع:

شاید بپسندید:  امر بین الامرین در فلسفه مارکسیسم

اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج۱، ص۶۹