تفاوت بیان بوعلی و شیخ اشراق در علم واجب به غیر
تفاوت بیان ابن سینا و شیخ اشراق در علم واجب به غیر
به آن بیان شیخ اشراق، نظام علمی عین نظام عینی است. البته اینها با هم منافاتی هم ندارند. چون آن علم حضوری است و این علم حصولی است.

این بیان برای این است که یک نظام علمی مقدم بر نظام عینی وجود دارد. به همان ترتیبی که میان اعیان اشیاء رابطه علی و معلولی هست، عین همان‏ ترتیب هم در نظام علمی وجود دارد.

و الکل من نظامه الکیانی

ینشأ من نظامه الربانی[۱]

گفتم که این دو بیان ضد یکدیگر نیستند. زیرا در اینجا علم مغایر با معلوم اثبات می‏شود. و قهرا علم مقدم بر معلوم هم اثبات می‏شود. یعنی‏ ممکن است که علم در ازل وجود داشته باشد و معلوم در لایزال وجود پیدا کند. پس واجب تعالی یعلم‏الاشیاء فی‏الازل قبل وجودها. بیان شیخ از این راه‏ است.

طبق بیان شیخ مسأله علم قبل از معلوم حل شده است. اما اگر ما باشیم و فقط این بیان شیخ اشراق، علم قبل از معلوم اثبات نمی‏شود. البته گفتیم‏ که این دو بیان با یکدیگر منافات ندارد. طبق بیان شیخ اشراق، علم حق‏ تعالی به ذات خودش، عین ذاتش است، و علم حق تعالی به اشیاء عین‏ اشیاء است، و قهرا تا اینجا علم حق تعالی به اشیاء قبل از اشیاء اثبات‏ نمی ‏شود.

از راهی که بوعلی رفته است، علم حق تعالی به ذات عین ذات است، و علم حق تعالی به غیر، غیر ذات آنها است، ولی علم حق تعالی به غیر قبل‏ از اشیاء است. یعنی علم قبل از اشیاء ثابت می‏شود.

آن وقت یک مطلب دیگر باقی می‏ماند، و آن این است که آیا می‏توان‏ اثبات کرد که علم حق تعالی به اشیاء عین ذات باشد؟ این را نه بوعلی‏ اثبات کرد و نه شیخ اشراق. آیا می‏شود که علم حق تعالی به اشیاء قبل از اشیاء باشد و در عین حال عین ذات باشد؟ این آن بیان خاصی است که‏ صدرالمتألهین آورده، راجع به این که علم اجمالی در عین کشف تفصیلی [در پروردگار هست]. آن دیگر از حدود این بحثها عجالتا خارج است. اینها را گفتیم تا یک خورده مسأله تاریخچه علم را روشن کرده باشیم.

شاید بپسندید:  برهان انی بر علم واجب‏ الوجود به ما سوی

منابع:

درسهای الهیات شفا، شهید مطهری، ج۲، ص۳۸۰

[۱] – منظومه مرحوم سبزواری