انواع رابطه انسان با خدا
انواع رابطه انسان با خدا
آنچه در این جا مهم به نظر می رسد اینست که بدانیم رابطه انسان با خدا چگونه رابطه ای است. ما چند نوع رابطه را می توانیم درک کنیم که برخی از آنها برای انسان بسیار واضح و روشن است، اما برخی دیگر از آنها خیلی واضح نبوده و احتیاج به دقت نظر دارند:

۱- رابطه حسی و مادی

این نوع رابطه، حقیقتی است در بین پدیده های طبیعت. رابطه گیاهان با نور خورشید; رابطه ریشه های درخت با انرژیهای زمین و با آب; رابطه دستگاههای بدن با یکدیگر; رابطه انسان با زمان و مکان و… از جمله روابط حسی و مادی و از نوع روابط تکوینی می باشند.

۲-رابطه اعتباری

این نوع رابطه، جعلی و قراردادی است. رابطه مالک با مملوک; رئیس با مرئوس; رابطه ملت با دولت; و… این رابطه در بین پدیده‌ها و موجوداتی که تأثیر متقابل طبیعی بر یکدیگر دارند، وجود ندارد بلکه میان اجتماعات یا افراد یک اجتماع موجود است.

۳-رابطه معنوی، که بر دو قسم است

الف) رابطه وجودی ـ که رابطه ای تکوینی است ـ مانند رابطه علت فاعلی با معلول; آفریدگار با آفریده شده; و رابطه معلول با علت فاعلی; یا رابطه نفس با ادراکات و فطرتها و غرایز.

ب) رابطه تشریعی ـ که رابطه ای باطنی است ـ نه قابل لمس است و نه قابل قرارداد، مانند: روابط عقیدتی و…

رابطه انسان اگرچه به عنوان رابطه معلول با علت فاعلی آن، رابطه ای وجودی و تکوینی بوده و از حیطه قدرت انسان خارج است، لکن قسم دوم رابطه معنوی یعنی رابطه تشریعی نیز در حیطه اختیار انسان می باشد. خدای متعال، یک حقیقت نامتناهی فوق مادّه و حس و اعتبار است. به همین جهت، رابطه انسان با او هرگز مانند رابطه انسان با پدیده های طبیعت و یا روابط اجتماعی نیست; بلکه یک نوع رابطه معنوی تشریعی و رابطه ای درونی و باطنی است.

شاید بپسندید:  دانلود کتاب انسان و سرنوشت

روح انسانی ـ که مرتبه عالی وجودی انسان است ـ قابلیت دارد با خدای متعال، رابطه تشریعی داشته باشد. علّت این که مرتبه انسانی نفس قادر به چنین ارتباطی است اینست که خواسته های روح انسانی، فوق مادّی و حسّی است و لذا فطرتاً توجهش به وجود عالی است نه دانی. وجودات مادی در سنجش با روح انسانی و خواسته‌ها و فطرتهای او دانی اند. و دانی، مطلوب عالی قرار نمی‌گیرد.

تشخیص مؤمن از غیر مؤمن و اعمال معنوی از غیر آن، با حواس پنجگانه و تفکرات وهمی و خیالی ممکن نیست; دو شخص همسان با هم اتفاق می کنند خدمات اجتماعی انجام می دهند; اما یکی آن را در رابطه با خدا (قربه إلی الله) انجام می دهد و دیگری نظ ر به دنیا دارد. این تضاد باطنی مشهود نیست; البته احیاناً در این دنیا گاهی به دنبال یک عمل، آثاری پدید می آید که افراد صاحب عقل متوجه بُعد معنوی عمل شده و اولیای خدا نیز از طریق شهود به بُعد معنوی عمل اشخاص آگاهی می یابند.

رابطه انسان با خدا ـ اضافه بر رابطه تکوینی ـ رابطه ایمانی، عقیدتی و رابطه ای بر اساس حُبّ و عشق است و چنین رابطه ای است که مملو از معنویت می باشد.

بسیاری از کسانی که غرق در روابط حسی، مادی و اعتباری گردیده و مقهور آن واقع شده اند و از مرز این گونه روابط نگذشته اند، نمی‌توانند رابطه معنوی را درک کنند; یا درک درستی از آن داشته باشند. رابطه معنوی از خصوصیات روح انسانی است و تنزل یافتگان در حیوانیت از مرز حس و اعتبار فراتر نمی‌روند.