آیا هوش غیر از عقل است؟
آیا هوش غیر از عقل است؟
گاهی افرادی دیده می‏شوند که در مسائل علمی بسیار زیرک و با هوشند و از دیگران خیلی جلواند، ولی همین اشخاص در مسئله زندگی و راهی که باید انتخاب کنند مثل آدمهای گیج و متحیراند، افرادی که هوششان در علمیات‏ از اینها خیلی عقبتر است مصالح زندگی را بهتر و روشنتر می‏بینند. لهذا این فکر پیش آمده که در انسان دو چیز است یکی هوش و یکی عقل، بعضی با هوشترند و بعضی عاقلتر. ولی حقیقت اینست که ما دو قوه نداریم یکی به نام عقل و دیگری به نام‏ هوش. افراد باهوشی که در مسائل عملی گیج و مبهوت و متحیرند علتش همان‏ است که عرض شد، در اثر طغیان دشمنان عقل اثر عقلشان خنثی شده، پارازیتها نمی‏گذارند که فرمان عقل خود را بشنوند. اینگونه اشخاص‏ پارازیت وجودشان زیاد است، نه اینکه در عقل خود کم و کسری داشته باشند.

در اول سخن اشاره کردم که تقوا و مجاهده اخلاقی و طهارت روح، در آنچه‏ مربوط به حوزه عقل نظری است هیچگونه تأثیری ندارد. حتی فلسفه الهی نیز وابستگی به این معانی اخلاقی ندارد. و اشاره کردم که در عین حال به نحو دیگری تقوا و مجاهده اخلاقی در تحصیل معارف الهی مؤثر است. این مطلب‏ احتیاج به بحث مستقل دارد و چون آنچه فعلا گفتم می‏فرماید: « قد احیی عقله، و امات نفسه حتی دق جلیله، و لطف غلیظه، و برق له لامع کثیر البرق، فابان له الطریق، و سلک به السبیل، فتدافعته الابواب الی باب السلامه »[۱] عقل خویش را زنده کرده و نفس‏ اماره را میرانده است تا آنجا که اثر این مجاهدت در بدن وی ظاهر شده و استخوان وی را نازک و غلظت وجود وی را تبدیل به لطافت کرده. در این‏ موقع برقی شدید برای وی می‏جهد و راه را به او نشان می‏دهد و او را در راه‏ می‏اندازد و پیوسته از این در به آن در و از این مرحله به آن مرحله او را حرکت می‏دهد تا می‏رسد به آنجا که باب سلامت مطلق است.

« یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم »[۲]

شاید بپسندید:  دانلود نمونه سوال درس نحو ۳ سیوطی حوزه علمیه سال۹۵

منابع:

کتاب ده گفتار، شهید مطهری، ص۵۴

[۱] – نهج البلاغه ، خطبه. ۲۱۸

[۲] – سوره مائده ، آیه ۱۶: [ خداوند به سبب آن ، کسانی را که خشنودی‏ او را می‏جویند به راههای سلامتی هدایت می‏کند ، و به اذن خویش ایشان را از تاریکیها به سوی نور بیرون می‏برد ، و به راه راست هدایت می‏نماید ]