معنی و مفهوم محبت چیست؟
معنی و مفهوم محبت چیست؟
محبّت، رابطه خاصی است که بر اساس کیفیت خاص و درک خاص از جانب محبّ نسبت به محبوب پیدا می شود.

منظور از رابطه خاص و کیفیت خاص، علاقه روحی و نفسی محب به محبوب است; این علاقه باطنی، معلول درک و آگاهی محب به خصوصیات محبوب است. دوست داشتن افراد با فضیلت و علاقه هر فردی به خودش، از مصادیق آن رابطه و کیفیت و درک خاص است. به عبارت دیگر، دوستی، رغبت و میل نفس است به خود و یا شیء مقابل، به لحاظ خصوصیتی که در آن شیء ملاحظه می کند و این میل در صورتی که آن خصوصیت، توجّه محبّ را به خود معطوف نماید و الاّ میل و رابطه خاص، حاصل نخواهد شد.

مرحوم فیض کاشانی(ره) محبّت را چنین معنا کرده است: «دوست، عبارت از میل طبع و سرشت به جانب شیء لذّت آور است; پس، اگر آن میل شدّت پیدا کرد و قوی شد عشق نامیده می شود(۶۶)»

خداوند غرضی خارج از ذات خویش ندارد. او خلق را آفرید تا آیه و نشانه او باشند و هر موجودی به جهت وابستگی اش به خدای متعال، محبوبش خداست.

این سخن صریح امام سجاد(علیه السلام) است که خداوند موجودات را از نیستی به هستی آورد و در راه محبّت خود برانگیخت(۶۷) و بیان آن حضرت در دعای سوّم صحیفه سجّادیه راجع به حاملان عرش این است که: «و لا یغْفِلوُنَ عَنِ الْوَلَهِ إلَیک; در عشق و محبت به تو غفلت نمیورزند. »

اشاره قرآن به این که هر موجودی به تسبیح و تقدیس خداوند مشغول است دلیل واضح و روشنی است بر این که حبّ خدا در ذات هر موجودی سرشته شده است زیرا با تمام وجود تسبیح می گوید و با تمام وجود، خدا را می طلبد.

اسلام با عینک محبّت و دوستی به جهان و انسان نظاره می کند. آیا جای آن نیست که عاقل، چنین مکتبی را بستاید و با نظام هستی یگانه شود و قلبش را مالامال از حبّ خدا گرداند و بر اساس و پایه «حبّ» زندگی را بنا نهد؟

شاید بپسندید:  آیا روح انسان بعد مرگ به حوادث برزخ خو می‌گیرد یا هر لحظه حوادث برزخ تازگی دارد؟

به لحاظ هماهنگی با نظام هستی است که دین خدا جز دوست داشتن، چیز دیگری نیست و اخلاق، سیاست، فرهنگ، اقتصاد و حقوقش بر بنیان حبّ گذاشته شده است.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که فرمود:

«هلِ الدّینُ إلاَّ الْحُبُّ؟ إنّ اللّه عزّوجل یقول «قُلْ إنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّه فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللّه(۶۸);

دین جز دوستی نیست. براستی خدای عزّوجل می فرماید: بگو (ای پیامبر) اگر خدا را دوست دارید، مرا پیروی کنید; خدا نیز شما را دوست می دارد. »

و از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود:

«… ألدّینُ هُوَ الْحُبُّ. وَالْحُبُّ هُوَ الدِّینُ; دین، عین حبّ است و حب، همان دین است.»

مکتبی که هستی را عین حبّ می داند، و جهان و انسان را محکوم حبّ و دوستی دانسته و خود نیز جز بر محبّت نازل نشده است، رشد و کمال انسانی را قطعاً در پناه حبّ توجیه خواهد کرد. و چقدر زیباست که حیات انسان هماهنگ با نظام هستی بر محور حبّ بنا شود و نظر به یکدیگر، نظر حبّ باشد; راه به سوی سعادت، حبّ است چنانکه از راههای شناخت خدا نیز حبّ است; و از طریق فطرت حبّ می توان به خدای بزرگ، پی برد. همان گونه که به واسطه اثبات نظم به وجود ناظم و به واسطه فقر ذاتی جهان و انسان می توان با غنی مطلق آشنا شد.

۶۶ – محجه البیضاء، ج ۸، ص ۸٫

۶۷ – دعای اوّل صحیفه سجادیه: «ابتدع بقدرته الخلق ابتداعاً… و بعثهم فی سبیل محبّته»

۶۸ – بحار، ج ۶۹، ص ۲۳۷، روایت ۵، (طبع تهران).