دیدگاه علامه طباطبائی در “حرکت در حرکت”
دیدگاه علامه طباطبائی در "حرکت در حرکت"
آقای طباطبائی در اینجا حرف مرحوم آخوند را خوب تقریر می‏ کند ولی‏ استدلال ایشان را در مورد حرکت در حرکت رد نمی کنند و حال آنکه لازم بود این استدلال را رد می‏کردند. ولی در جاهای دیگر این برهان را به یک بیانی‏ رد کرده اند، ولکن خود ایشان یک مطلب دیگری را ذکر می‏کنند که آن مطلب‏ بسیار بسیار عالی است و ایشان همان را حرکت در حرکت می‏نامند. ما در مورد این مطلب ایشان دو بحث باید بکنیم یکی اینکه آن مطلبی که ذکر کردند آیا درست است یا نه و دیگر اینکه بر فرض درست بودن آیا مصداق‏ حرکت در حرکت است که مرحوم آخوند رد کرده اند یا نه؟

یک مطلب دیگر هم هست که ما در اینجا به عنوان سؤال طرح می‏کنیم و آن‏ حرکت حرکت است. و این غیر از حرکت در حرکت است، چون در اینجا حرکت موضوع حرکت است ولی در حرکت حرکت، حرکت مسافت حرکت است. مثالی ذکر می‏کنیم که واقعیتی را نشان می‏دهد که موجود است، حالا اسمش را هر چه می‏خواهید بگذارید: حرکت در حرکت یا حرکت حرکت.

آن مثال اینست که: شما قبول دارید که حرکت یک نیازی به مسافت دارد و یک نیاز به زمان. مثلا این مسافت ده متر را شی‏ء متحرک یک وقت در دو ثانیه طی می‏کند و یک وقت در یک ثانیه، این در حرکتهای یک نواخت، ولی گاهی حرکت تدریجا سرعت پیدا می‏کند، یعنی سرعتش مثل فرض اول‏ ثابت نیست بلکه متدرج و متغیر است چنین چیزی بدون تردید هست حالا این‏ اسمش چیست؟ حرکت در حرکت یا چیز دیگر است، باید در این باره فکر کرد.

و اما مطلبی که آقای طباطبائی در اینجا دارند و گفتیم آن مطلب بسیار عالی است اینست که می‏گویند:

مرحوم آخوند حرکت در اعراض را همان‏ حرکات ظاهری می‏داند که ما می‏بینیم مثل حرکت در کیف، در أین، در کم و نظایر اینها و غیر این حرکات محسوس را ایشان سکون اعتبار می‏کند. مثلا شی‏ء اگر الان در این مکان هست و ثابت است و حرکت نمی کند پس ساکن‏ است و حرکت در ” أین ” ندارد ولی لازمه حرف ایشان درباب حرکت جوهری‏ ( که خود ایشان هم ثابت کرده اند و گفته اند عرض به تمام شئونش تابع‏ جوهر است و برای جوهر سکون نیست ) اینست که در همان حالی که انسان‏ احساس می‏ کند جوهر در عرضی مثلا ” أین ” ساکن است در همان حال در عرض‏ ” أین ” متحرک باشد یعنی این سکون امر نسبی است.

شاید بپسندید:  عطیه عوفی که با عبد الله انصاری به زیارت قبر امام حسین(ع) رفت که بود؟

منتهی یک وقت‏ متحرک انتقال پیدا می‏کند از فرد بالقوه از مکان به فرد دیگر و مغایر و یک وقت انتقال از فردی از مکان است به فرد مماثل، این شی‏ء که در اینجا ساکن به نظر می‏آید محال است جوهر آنافانا تغییر بکند ولی أینش[۱]تغییر نکند، محیطش ساکن است و تغییر نمی کند چون مفروض اینست که‏ منتقل نمی شود، ولی نسبت این شی‏ء با محیطش به طور مسلم تغییر می‏کند، زیرا که خودش در جوهرش در حال تغییر است. دو شی‏ء که با هم نسبت‏ دارند این نسبت وقتی ثابت می‏ماند که هر دو ثابت باشند، ولی اگر هر یک از آنها تغییر بکند نسبت تغییر می‏ کند.

پس شی‏ء در حالی هم که ساکن در مکان است متحرک در مکان‏ است، ولی حرکت می‏کند از فردی از مکان به فردی مثل خودش، و در صورتیکه حرکت انتقالی بکند و منتقل به مکان دیگر شود از فردی به فرد مغایر منتقل می‏شود[۲].

منابع:

حرکت و زمان در فلسفه اسلامی، شهید مطهری، ج۱، ص۳۷۱

[۱] – أینش جایی که اکنون به آن تکیه کرده است نیست، بلکه أینش‏ عبارت از هیئتی است که عارض بر آن شی‏ء است به اعتبار نسبتی که به‏ محیط اطرافش دارد

[۲] -آقای طباطبائی این نوع حرکتها را حرکت وضعی می‏دانند. حال این‏ حرف درست است یا نیست کار نداریم، ایشان حرکت أینی را حرکتی‏ می‏دانند که شی‏ء با جوهرش ” أین ” اش هم تغییر کند اما حرکتی که وضع‏ شی‏ء را با اطراف تغییر دهد حرکت وضعی می‏دانند